تبلیغات
❤️❤️عاشقانه های یه دختر خانم گل❤️❤️ - ادیسون

❤️❤️عاشقانه های یه دختر خانم گل❤️❤️

...❤️ fคtē๓ēh❤️ ...

ادیسون

...............................................................

ادیسون به خانه بازگشت . یادداشتی به مادرش داد، گفت:

این را آموزگارم داد گفت فقط مادرت بخواند، 

مادر در حالی که اشک در چشمان داشت ، برای کودکش خواند:

"فرزند شما یک نابغه است و این مدرسه برای او کوچک است

 آموزش او را خود بر عهده بگیرید"

سالها گذشت مادرش درگذشت. 

روزی ادیسون که اکنون بزرگترین مخترع قرن بود در گنجه خانه ، 

خاطراتش را مرور میکرد 

برگه ای در میان شکاف دیوار او را کنجکاو کرد آن را در آورده و خواند، 

نوشته بود:

کودک شما کودن است از فردا او را به مدرسه راه نمی دهیم. 

ادیسون ساعتها گریست و در خاطراتش نوشت:

"توماس ادیسون کودک کودنی بود که توسط یک مادر قهرمان

نابغه شد."



[ جمعه 28 آبان 1395 ] [ 01:36 ق.ظ ] [ fatemeh @ ] [ نظرات() ]